وبلاگ‌های کاربران و توسعه‌دهندگان ایرانی گنو-لینوکس
جادی ( jadi )

افسانه ۱: امن تر است اگر از دو کاندوم استفاده کنیم
واقعیت: اینطور نیست. کاندوم ها ساخته شده اند تا کار خاصی را انجام دهند و اگر استفاده از دو کاندوم همزمان بهتر بود، آن را دو لایه می ساختند. استفاده از دو کاندوم همزمان احتمال پاره شدن یا بیرون آمدن آن را بیشتر می کند.

افسانه ۲: کاندوم ها به راحتی پاره می شوند
واقعیت: اینطور نیست. اگر کاندوم را درست بپوشید، سر آن را قبل از پوشیدن فشار دهید که هوای اضافی در آن نماند، ناخن ها، جواهرات، دندان و چیزهای تیز دیگر را به سطح آن نکشید احتمال پاره شدن آن بسیار کم است. برای اطلاعات بیشتر شیوه درست استفاده را به شکل ویدئویی یا تصویری مشاهده کنید.

افسانه ۳: باید از لیزکننده‌های دیگر استفاده کنید.
واقعیت: تقریبا در تمام موارد خود کاندوم‌ها حاوی لیز کننده هستند. اگر فضا در سکس معمول خشک است، بازی را بیشتر کنید. خشکی یعنی یک جای کار ایراد دارد. به هیچ وجه از وازلین و دیگر چرب کننده‌ها روی کاندوم استفاده نکنید چون آن را شکننده می‌کنند.

افسانه ۴: کاندوم لذت را کم می‌کند
واقعیت: این موضوع معمولا درست نیست. اگر هم باشد باید به این فکر کنید که هدفتان چیست: حداکثر لذت یا سالم بودن یا پیشگیری. در ضمن کاندوم معمولا باعث کمی تاخیر در ارگاسم مردان هم می‌شوند که هر دو باید از این موضوع خوشحال باشید.

افسانه ۵: اگر روی استفاده از کاندوم تاکید داشته باشم، شانس کمتری برای رابطه دارم
واقعیت: اگر روی استفاده از کاندوم اصرار کنید، یعنی برای سلامت و شادی طولانی مدت خود و نفر دیگر اهمیت بیشتری قایل هستید. استفاده از کاندوم مساوی است با آرامش خاطر و اگر کسی آرامش خاطر را نخواهد، شریک جنسی / زندگی خوبی نیست.

افسانه ۶: سکس دهانی نیاز به کاندوم ندارد
واقعیت: انتخاب با شما است اما سکس دهانی می‌تواند باعث انتقال تب‌خال، سوزاک و چند بیماری دیگر بشود. لثه‌های بیمار احتمال انتقال ایدز را هم به همراه دارند. کماکان انتخاب با شما است که تا چه حد حاضر به ریسک هستید.

افسانه ۷: کاندوم خریدن ضایع/سخت/پرهزینه است.
واقعیت: در ایران خرید کاندوم بسیار راحت است. اگر با گفتن این کلمه مشکل دارید چندبار در تنهایی تمرین کنید. اگر هم می خواهید راحت تر باشید به فروشگاه های بزرگ مثل شهروند و غیره بروید و از بخش بهداشتی هر چند تا کاندوم که می خواهید را بردارید و در سبد خرید بیاندازید و با یک حالت پوکر فیس بیخیال سراغ صندوقدار بروید و بگذارید خودش همه چیز را حساب کند و قیمت نهایی را به شما بگوید. کاندوم در ایران نسبتا ارزان هم هست.

افسانه ۸: من به کاندوم نیازی ندارم چون فقط با آدم ها خوب رابطه دارم
واقعیت: اولا که بیماری فرق دقیقی بین آدم هی خوب و بد نمی گذارد و الزاما هم از راه های جنسی منتقل نمی‌شود. طرف مقابل شما ممکن است از انواع روش‌های به یک بیماری قابل انتقال توسط رابطه جنسی مبتلا باشد. اوه! در ضمن کاندوم علاوه بر پیشگیری از بیماری برای جلوگیری از بچه دار شدن هم بهترین روش است و حداقل از نظر من، بدترین چیز دنیا بچه ناخواسته است!

اما! نکته مهمتر این است که کاندوم حتی چیزی بیشتر از پیشگیری از بچه و بیماری است. کاندوم فان است (: می‌تواند در شب بدرخشد، می‌تواند ارگاسم را عقب بیاندازد، می‌تواند تحریک را بیشتر کند و غیره و غیره (:

افسانه آخر: یک کاندوم خریدم و درست استفاده کردم! حالا امنم!
واقعیت: متاسفانه در ایران انواع و اقسام کاندوم وجود دارد. اگر واقعا می‌خواهید چیز قابل اطمینانی بخرید روی بسته به دنبال علامت کایت () یا European CE () برای اطمینان از کیفیت باشید. در ضمن فراموش نکنید که کاندوم ها تاریخ مصرف دارند و اگر قرار است بیست و چهار ساعته آن را در کیف پولتان بگذارید تا شاید روزی خوش شانس شوید، بهتر است هر یکی دو ماه یکبار آن را عوض کنید چون احتمالا خیلی زودتر از تاریخ مصرف واقعی، خراب می شود.

منبع اصلی ولی ترجمه با دخل و تصرف

به اشتراک بگذارید FacebookTwitteremailFriendFeedRSS

جادی ( jadi )

نقطه اشتراک سوریه، ترکمنستان، کره شمالی و اریتره اینه که در گزارش امسال وضعیت آزادی بیان در جهان، از بین ۱۷۹ کشور کره زمین، تنها چهار کشوری هستن که از ایران پایین تر هستن. به عبارت دیگه چیزی که این چهار اسم رو به هم پیوند می ده اینه که تنها کشورهای جهان هستن که توشون آزادی بیان بیشتر از ایران تحت فشار است.

به اشتراک بگذارید FacebookTwitteremailFriendFeedRSS

مصطفی دانشور ( MostafaDaneshvar )
و امرهم شورا بینهم
ما مردم مشکل‌داری هستیم. اگر به کسی در کاری کمک نکنید فورا شما را متهم به بی تفاوتی و صد‌ها صفت مذموم دیگر خواهند کرد. اگر به کسی داوطلبانه کمک کنید هزاران ابهام در ذهن کمک گیرنده و دیگران ایجاد خواهد شد که چرا چنین می کند؟ چرا کمک می کند؟ حتما نظری و طمعی دارد. فردا روز حتما در ازای آن کمک تقاضایی خواهد کرد. به راستی ما را چه می شود؟!
حال حکایت ما با چندین نهاد و سازمان شهری و غیر شهری است که البته اشاراتی به نمونه اخیر خواهم داشت. امید است اشارتی برای عاقلان کفایت کند. در زمینه کار و فعالیت‌های علمی و ادبی از طریق دوستان و نهاد‌هایی که این دوستان در آنجا به کار مشغولند گاها مورد مشورت قرار می گیرم. حال نمی‌دانم این سخنان و نظرات ما به گوشی شنیدار آمده‌اند یا خیر؟ مشورت از سوی این افراد معمولا به چند منظور انجام می شود:
اول: فرد واقعا به دنبال راه حل کارشناسی برای مسئله خود است. پس با مراجعه به آگاهان آن مسئله می خواهد بهترین گزینه را انتخاب کند.
دوم: کسانی هستند که فکر می کنند عقل کل هستند. دیگران باید در مقابلشان کرنش کنند. خلاصه دیگران باید در مقابلش معترف به جهل و نادانی شوند بلکه او راضی شود. این گونه افراد فقط سعی دارند با مشورت کردن با دیگران عقل کل بودنشان را به مشاور به اثبات برسانند. در آخر هم مشاور بخت  برگشته با انواع و اقسام برچسب‌ها مردود انگاشته می شود.
سوم: گروهی افراد هستند که زیادی حرف می زنند. از شما و سازمان‌تان به جا و بی‌جا انتقاد می کنند. بهترین راه این است که به او لقب مشاور خود  اعطا کنید تا او از جبهه مقابل شما به سمت شما چرخش کند. این یک تاکتیک حافظ گونه است:
با دوستان مروت  با دشمنان مدارا
داستان چیست؟
ما برای مشاروه مدتی قبل جهت انجام پروژه‌ای به یک نهاد دعوت شدیم. ما ساده‌ٔ بی خبر خود را با تمام سلاح و قوا آماده کرده بودیم. به انجا رفتیم تا نظر خود را در مورد کلیات و جزییات آن طرح بیان کنیم. تجربیات سال‌ها وب‌نوردی را بدون چشم داشت در اختیار رفقا گذاشتیم. جلسه اول کفایت داستان را نکرد. هفته بعد با کوله‌ باری از نوشتار و مقاله و عکس به سخنرانی پرداختیم. هر چند در آن جمع کمتر کسی از مسایل فنی مطلع بود. سعی بر آن شد کلیه مطالب به زبان عامیانه به آنان تفهیم شود. خلاصه جلسه دوم به پایان رسید. نتیجه آن شد که آن جمع در قیاسی بزرگتر با هم‌کیشان به مشورت نشسته و نتیجه را اعلام دارند.
از آن روز مدتی می گذرد. ما کارمان را با صداقت انجام داده بودیم. بعدها از دوستی جویای سرانجام آن موضوع شدم، خبردار شدم که آن شور دوستان به این نتیجه رسیده است که ما آن مشاوره‌ها را صرفا جهت منفعت جویی شخصی ارائه کرده‌ایم. گویا دوستان به این نتیجه رسیده بودند که ما را همیانی بزرگ در کناره بود و برای پر کردنش مغز‌های آنها را خالی کرده بودیم. حال خودتان قضاوت کنید ما چگونه مردمانی هستیم؟
در همان روزها بارها تاکید می شد که شما باید نقش فعال‌تری برای جامعه‌تان ایفا کنید. ما نیز هندوانه‌ها را با آغوش باز،بی خبر از همه جا،  زیر بغلمان پذیرا بودیم.اگر ما به آن جلسات نمی رفتیم حتما متهم به سهل انگاری در ایفای نقش شهروندی‌مان می شدیم. ما مسئله را با دید باز نگریسته و به جلسه مشاروه آنها رفتیم اما دیدید چگونه منفعت طلب از کار در آمدیم.
تراوشات ذهنی من در یک بامداد برفی
جادی ( jadi )

خب معرفی زیاد که نمی خواد. با یک دامین عالی به اسم iCoff.ee یک سایت عالی راه افتاده در مورد قهوه. در مورد خودش می گه :

«نوشیدن قهوه‌ی خوب حق طبیعی هر انسانی است»
آیکافی تلاشی‌ست برای بازتعریف رویکرد جامعه فارسی‌زبان به قهوه.

ارائه تعاریف در حوزه قهوه و قهوه‌جات٬ آداب قهوه‌نوشی در بین ملل مختلف٬ روش‌های تهیه انواع قهوه٬ اخبار اقتصادی قهوه٬ معرفی ادوات رست‌ کردن٬ آسیاب و دم کردن قهوه٬ مباحث مرتبط با تاثیرات نوشیدن قهوه بر سلامت بدن٬ نقد و معرفی کافی‌شاپ‌ها در شهر‌های مختلف و بسیاری موضوعات دیگر با محوریت قهوه جزو مطالب ارائه شده در این سایت است.

«قهوه و ادبیات» از دیگر دسته‌های آیکافی‌ست که در آن به اشعار و داستان‌هایی که به نوعی با قهوه مرتبط هستند پرداخته شده است.

در بخش دیگری از سایت آیکافی از خوانندگان دعوت شده تا با نوشتن از آداب قهوه‌نوشی شهر و کشوری که در آن زندگی می‌کنند و کنکاش در ترجیحات مردم آن منطقه در تهیه قهوه٬ در تولید محتوای سایت سهیم شوند.

گردانندگان سایت درباره اهداف راه‌اندازی این پایگاه اینترنتی می‌گوید: «قهوه در فرهنگ عمومی ایرانیان همیشه در سایه رقیب سنتی خود٬ یعنی چای قرار داشته. همین باعث شده چنان که شایسته است٬ در فضای اینترنت فارسی به آن پرداخته نشود. در آیکافی تلاش خواهیم کرد مطالب خواندنی برای علاقمندان به قهوه٬ کافی‌شاپداران٬ تجار قهوه و دست‌اندرکاران این صنعت ارائه دهیم.»

من معمولا توی معرفی سایت های جدید سخت می گیرم چون سایت‌های زیادی راه می‌افتن اما معمولا کارشون خیلی ادامه دار نمی‌شه. حالا که مدتی از عمر آی کافی می گذره، دیدم خوبه معرفی کنم… بخصوص که موضوع قهوه هم برام بسیار جذابه.

انتقاد؟ وقتی مطلبی از کسی نقل می کنه بهتره لینک رو بالا بذاره یا توی متن بگه که این متن رو از فلان جا برداشتیم تا خواننده از اول بدونه که با مطلبی از یک سایت دیگه طرفه.

به اشتراک بگذارید FacebookTwitteremailFriendFeedRSS

مصطفی دانشور ( MostafaDaneshvar )

عبدالواحد برهانی از معدود نویسندگان بلوچ است که کمک شایان به شناساندن ادبیات بلوچستان کرده است. او با ترجمه کتب مختلف بلوچی به زبان فارسی رسالت انتقال فرهنگ را به هموطنان و هم زبان خود به خوبی انجام داده است. این نوشته برای تقدیر از زحمات این نویسندهٔ گرانمایه است.

از ترجمه‌های او رمان نازک نوشتهٔ سید ظهورشاه هاشمی است. بنده بسیار از خواندن این اثر ارزشمند لذت بردم. هرچند انتقادی بر این اثر داشتم. همان روزها سرتیترهایی از این نقد‌ها آماده کرده بود. بسیار دوست داشتم این انتقادات ادبی و ترجمه‌ای را با این نازنین به بحث بگذارم.

دیدار اشکان و یاسر نازنین بار دیگر من را به همان حال هوا برد. مدتی قبل خبر موفقیت استاد برهانی را در وبلاگ بلوچ ارتباط دنبال کردم. آن روز از کسب آن جایزه برای ادبیات بلوچستان بسیار خوشحال شدم.

بنابر نوشته اشکان و یاسر آنچه که من را با آنها موافق کرده است تقدیر از این استاد در زمان حال است. قدردانی برای کسانی که زحماتی برای ادبیات این مرز و بوم کشیده‌اند یک ارزش متعالی است.بنده آنچه را که به نظر می رسد برای تقدیر از استاد برهانی در ذیل بیان می کنم امیدوارم دوستان نظرات خود را در این باره بیان کرده و سعی کنند ما را در پای گیری این ایده یاری کنند.

من پیشنهاد می کنم در یکی از سالن‌های شهر ایرانشهر جلسه‌ای با حضور ادبا و نویسندگان برگزار شود. در این جلسه داستان خوانی و نقد ادبی حول محور آثار استاد برهانی برگذار شده و در آن جلسه از زحمات این نازنین قدردانی صورت گیرد. البته برای شهر نیاز است این گونه جلسات کتاب خوانی و نقد حداقل هر ماه یک بار برگزار شود.

 چریک پیر لقبی است که رازگو بلوچ به استاد برهانی داده است

جادی ( jadi )

عکس ساده است: برنامه تحت ویندوز کنترل کننده یک تابلوی تبلیغاتی در شبی مه آلود کرش کرده / اودسای اوکراین

منبع و چهار عکس دیگر

به اشتراک بگذارید FacebookTwitteremailFriendFeedRSS

جادی ( jadi )


برای اولین بار طی چند دهه، فروش کاندوم در لهستان کاهش یافته. بین نوامبر ۲۰۱۰ تا اکتبر ۲۰۱۱، لهستانی‌ها تقریبا ده درصد کاندوم کمتری از مدت زمان مشابه در سال قبل خریده‌اند.

کارشناسان در این مورد به سه دسته تقسیم شده‌اند. بعضی‌ها بحث‌های جمعیت‌شناختی را دلیل اصلی این امر می‌دانند، بعضی‌ها کم شدن کمپین‌های سلامت جنسی را و دسته آخر هم معتقد هستند که تغییر شکل رفتارهای جنسی، دلیل اصلی این امر است.

پروفسور ژبنژیو ایزبسکی جزو گروه اول است. او می‌گوید «جوان‌ها یکی از مصرف کنندگان بزرگ کاندوم هستند و با توجه به کم شدن جمعیت جوان کشور، کم شدن میزان مصرف کاندوم غیرطبیعی نیست».

او همچنین اضافه می‌کند که کم شدن استفاده می‌تواند مربوط به توقف کمپین‌های بزرگ ضد ایدز باشد که چند سالی است مانند گذشته به مردم هشدار نمی‌دهند که کاندوم بهترین راه جلوگیری از بیماری ایدز و مجموعه بزرگ دیگری از بیماری‌های مقاربتی است.

محقق دیگری به نام پیوتر نواچکی با اشاره به اینکه فروش در کیوسک‌های خودکار و داروخانه پایین آمده اما در سوپرمارکت‌ها و داروخانه‌ها بالا رفته می‌گوید که «مشتری‌ها بیشتر و بیشتر به دنبال کاندوم‌های گرانقیمت هستند». یک تئوری کاملا متفاوت در مورد پایین آمدن فروش کاندوم را پروفسور زبنیو لوستاروسچ – سکسولوژیست – مطرح می‌کند. او می‌گوید «لهستانی‌ها بیشتر و بیشتر در حال رفتن به سراغ شکل‌های جدیدی از سکس هستند که بر خلاف شیوه‌های سنتی، نیازی به استفاده از کاندوم ندارند».

به اشتراک بگذارید FacebookTwitteremailFriendFeedRSS

مصطفی دانشور ( MostafaDaneshvar )

اخبار و اطلاع رسانی
در این دسته شما می توانید از اخبار و وقایع بلوچستان از زبان کسانی که در همان منطقه هستند اطلاع پیدا کنید. در این دسته می توان از وبلاگ(سایت) پیام بلوچ، پایگاه اطلاع رسانی نیکشهر، سایت خبری سیب پرس،ارتباط ایرانشهر ، بلوچ ارتباط  و چند وبلاگ دیگر که در این زمینه فعال هستند نام برد. در محدوده خبررسانی،خبرسازی و اطلاع رسانی دقیق این منطقه دیربازی است در هاله از ابهام و غبار بی خبری عدم خبررسانی درست به سر می برد.
دانستن اطلاعات دقیق برای همه مردم یک امر ضروری است. با به دست آوردن اطلاع موثق بازار شایعات و اطلاعات نادرست کساد خواهد شد. مقوله اطلاع رسانی درست و دقیق کمتر در موضوع منطقه مورد توجه بوده است. خوشبختانه این نوع وبلاگها و سایت‌های خبری تا حدودی توانسته‌اند نیاز مبر مردم به دانستن را مرتفع کنند.  وبلاگ نویسان بلوچستان این ضرورت را به درستی درک کرده و کارهایی هر چند محدود در این زمینه انجام داده‌اند. اما ما هنوز در اول راه اطلاع رسانی قرار داریم و منطقه بلوچستان هنوز نیازمند سایت‌ها خبری بزرگتر و منسجم‌تر می باشد.
از همه افرادی که در جامعه فعالیت اجتماعی انجام می دهند توقع می رود در زمینه محیط اطراف خود اطلاع‌رسانی حتی مختصر انجام دهند. افراد می توانند به نشر خبر و نوشتن خاطرات بخشی از درهای بسته جامعه خود را برای روشن شدن حقایق بگشایند.

تحلیل وقایع
وبلاگ‌های تحلیلی در این مدت رشد کمی زیاد داشته‌اند. یکی از دلایل رشد آنها را شاید بتواند به انتخابات و وجود مسایل اجتماعی گوناگون ربط داد. دلیل دیگر برای تعدد این گونه نوشتار عدم وجود و دسترسی کافی رسانه‌های مکتوب این چنینی باشد. خوشبختانه در این چند مدت اخیر اینترنت برای بسیاری از مردم شهر و روستا در دسترس بوده است. بنابراین به راحتی می توان از این منابع برای تحلیل مسایل روز استفاده کرد.
مرز ارتباط،دست نوشت…، توسعه مکران عمدتا مطالبشان حول محور تحلیل‌های گوناگون سیاسی،اجتماعی،فرهنگی و هنری می باشد. تحلیل‌هایی که معمولا می توانید در این نوشتارها بیابید حول محور‌های فرهنگ،اجتماع،سیاست و مذهب با رویکرد منطقه‌ای است. بسیاری از افرادی که در این محور‌ها فعالیت می کنند خوشبختانه توانسته اند مسایل مهمی را که سال‌ها میان ما به عنوان قرارداد سکوت بوده‌اند واگویی کنند. این گونه نوشتار زمینه مباحثه و حتی در مواقعی مجادله را فراهم کرده است.
ما مردمی خونگرم هستیم و گاهی این گرما به حرارت و جوشش مبدل می شود. این جوش و خروش برای بسیاری خوش‌آیند نیست و چه بسیار عنان از کف داده و حتی به یاوه‌گویی و سخیف نویسی وادار کرده است. بسیاری را نیز به تفکر و تعقل واداشته‌اند. خوشبختانه این حرکت راه را برای تعالی فکری مردم جامعه باز خواهد کرد. ما مردم سال‌ها در غار افلاطون پشت به روشنی فقط سایه حقیقت را دیده‌ایم حال که کسانی از ما از این غار خارج شده‌ و در روشنایی حقیقت را دیده‌اند مسلما با واکنش اصطکاک گونه از سوی مردم مواجه خواهند شد. تحلیل و مباحثه ما را از تاریکی به سمت روشنایی سوق می دهد به شرط آن که محلل آنچه را که بیان می کند بر پایه حقیقت و درک درست جامعه نقل شود. امید است این روزنه گشوده زمینه‌ای برای درک و فهم درست ما از هم دیگر و زمینه ساز تعالی فرهنگ گفتار و آشتی شود.
فرهنگ و هنر:
اگر از همه دغدغه‌های مردم این جامعه ارزیابی صورت گیرد دو عنصر فرهنگ و هنر مهمترین دغدغه‌های ما هستند. همه ما به فرهنگ و هنر اصیل بلوچستان عشق می ورزیم. خوشبختانه این علاقه با شدت و حرارت کمابیش در همه افراد وجود دارد. وبلاگ نویسان نیز از این قاعده مستثنی نمی باشند. یاسر کرد در مرز ارتباط مدتی درباره زبان و سایر عناصر فرهنگ مطالبی می نوشت که آن روند تا حدودی پیش رفت و در مقاطعی ادامه نیافت. صدیق حسین‌زاده در وبلاگ دست نوشت … برخی عناصر فرهنگ بلوچ مانند هویت، زبان و هنر را گاها به بحث و بررسی می گذارد. سایرین با گذاشتن عکس،فیلم و … سعی کرده‌اند فرهنگ و هنر مردم بلوچ را در عرصه نوشتار اینترنتی نمایان کنند.
نقد و روشنگری:
نقد از دورن یکی از حقایق مردم حقیقت جو می باشد. مردمی که خواهان ترقی و توسعه در همه زمینه‌ها باشند از نقد و روشنگری به گرمی استقبال خواهند کرد. همانگونه که در مثال غار افلاطون بیان شد تعداد افرادی که می توانند از قید و بند‌ها رهایی جسته و در روشنایی به دنبال حقیقت باشند بسیار کم است. برای عامه مردم حرف و سخن کسانی که از حقیقت و روشنایی می گویند بسیار نامانوس و دور ار داشته‌هایشان است.
اولین واکنش عوام و حتی برخی خواص به نقد جبهه گیری علیه نقاد است. روشنفکران بلوچ نیز از این قاعده مستثنی نخواهند بود. جنگ روشنایی نقد و تاریکی جهل یک نبرد تمام عیار و نابرابر است. روشنفکران باید خود را برای چنین نبردی آماده سازند.
یکی از عوامل موفقیت آنها سخن گفتن به زبان وبیان عوام است. روشنفکر بلوچ برای رساندن منظور خود و برای اصلاح امور و نقد درونی باید بتواند هر چه بیشتر مردمی را که مستعد دریافت حقیقت هستند به سمت خود جلب کند. روشنفکر نباید در بند واژگان و قیود خود ساخته‌ای باشد که وی را از رساندن پیام به عوام باز می دارد.
وبلاگ‌های بلوچی خوشبختانه به تازگی این جسارت را یافته‌اند که در این وادی خطر پا نهند. آنها به درستی دریافته‌اند که تحلیل و نقد فرهنگ و عناصر گونه‌گون آن برایشان دردسرساز خواهد بود. بسیاری از خود مردم به آنها خواهند تاخت زیرا آنها آن عناصر داشته خود را درست انگاشته و حاضر به پذیرش هیچ گونه نقدی درباره آن نخواهند بود. این تقدس و نقدناپذیری در مقوله مذهب بسیار خشک وخشن است. افرادی مانند رازگو بلوچ از کودک درون سخن می گوید و سعی دارد ندای کودک در حال رشد جامعه بلوچستان را در قالب نوشتن به زبان بیاورد. مسایل جنجالی مانند زنان، حجاب، تاریخ معاصر، خوانین، فرهنگ کنونی جامعه از دغدغه‌های این گونه نوشتار می باشد.
یاسر کرد،اشکان اروند، ابراهیم حسین بر و چند نفر دیگر گاه در نوشته‌های خود در قالب نقد و نقادی از دورن جامعه به مسایل این چنینی پرداخته‌اند. باز شدن باب نقد جامعه را از روطه تباهی و سکون نجات خواهد داد. نقد دورن جامعه‌ای باعث خواهد شد الگوی رفتاری و فکری جامعه از خشکی و یک جانبه نگری رها شود.در نقد باید جانب انصاف رعایت شده و همیشه راهگشا باشد ، فقط بیان صورت مسئله کافی نیست.
کلام آخر:
وبلاگ و رسانه دیجیتال مجالی را برای ما فراهم آورده است تا از افکار و عقاید جامعه مطلع شویم. این حرکت شروع خوبی برای جامعه ساکن بلوچستان است که گامی در جهت توسعه و پیشرفت بردارد. نویسندگان و روشنفکران بلوچستان می توانند با بهره برداری از این روزنه به نشر دیدگاه‌های خود مبادرت ورزند. مردم باید این اتفاق را به دیده مثبت ارزیابی کرده و سعی در بالا بردن دانسته‌های خود از جامعه‌ای که در آن زندگی می کنند، داشته باشند. مردم و روشنفکران باید از این زمینه تعامل به وجود آمده بهره جسته و سعی در برقراری تفاهم نمایند. در پایان از همه نویسندگانی که نه توانسته‌ام نامی از آنها در اینجا ذکر کنم پوزش می خواهم. شما نیز اگر دارای وبلاگ درباره بلوچستان هستید لینک آن را در پایین همین نوشته ذکر کنید خوشحال خواهم شد آن را مطالعه کنم.

جادی ( jadi )

یک نفری از یک حکومت بسته رفته توی یک کشور آزاد و به هر دلیلی تصمیم گرفته عکس های نیمه لخت بگیره. خب؟ من باید مخالف باشم؟ من باید موافق باشم؟ من اصلا باید نظر داشته باشم؟ راستش وقتی گلشیفته ایران بود و اجبارا حجاب سرش می کرد من هیچ وقت فانتزی لخت دیدنش رو نداشتم که الان هیجان زده بشم. اینکه گلشیفته با من توی یک مرز قراردادی جغرافیایی متولد شده هم باعث نمی شه حس کنم بدن لختش یک چیز خیلی متفاوتی از بقیه بدن ها است. در ضمن اگر فقط بحث تولد در این محدوده قردادی جغرافیایی جریان رو هیجان انگیز می کنه خب نمونه های لخت تری هم هستن (مثلا آیلار دیانتی یا نیلوفر نشاط) که همینجا متولد شدن و کماکان برای من هیجان خاصی ندارن.

راستش اگر کسی اینقدر هیجان زده برهنگی یک نفر دیگه است تنها برداشت من علاقه شخصی‌اش به این جریانه. مثلا وقتی طرف رو با لباس می دیده فکرهایی بیشتر از فیلم و هنرپیشگی طرف داشته و حالا که می شنوه طرف به هر دلیلی که هست، برهنه شده هیجان غیرطبیعی نشون می ده (چه در موافقت چه در مخالفت). قبوله که یک بخش هم فضولی عمومی است ولی به نظرم علاقه شخصی خیلی مهمتره. موافق و مخالف هم فرق خاصی ندارن در این مورد به نظرم. مخالف ها هم اگر نگران تولد طرف در ایران هستن (چه ربطی؟!) باید مخالفت بیشتری داشته باشن با پورن استارهای ایرانی و بحث تجاوز در ایران و انواع بیماری های جنسی رایج. اگر کسی واقعا می خواد غیرت نشون بده یا بحث اخلاق رو مطرح کنه و رگ گردنش بزنه بیرون و اینها حق نداره جلوی تجاوز گروهی و وضعیت زندان ها و بازداشتگاه ها و انواع و اقسام انحراف‌های رایج های جنسی اینطرف و کشته شدن زن ها توی خیابون و … ساکت باشه بعد سر اینکه یک نفر آزادانه تصمیم گرفته لخت عکس بگیره اینقدر هیجان نشون بده.

خلاصه می کنم… یک آدمی یک جایی به یک دلیلی می خواسته عکس لخت بگیره. اگر برای من دیدنش هیجان داره می بینم اگر نداره نمی بینم. اینکه ذهن کسی دائما درگیر این موضوع باشه فقط برام نشوندهنده علاقه شخصی اش است و به نظرم بهتره دلایل فلسفی و تاریخی و دینی و غیره براش پیدا نکنه. یک نفر آدم رو تا حدی می شناختیم و حالا یک عکس نیمه برهنه ازش هست. ممکنه کشش داشته باشین ببینینش ممکنه کشش نداشته باشین. چیش مهم یا عجیبه؟


مصطفی محمدی توی کامنت ها گفته:

حتی با فرض محال اینکه ما پسرهای ایرانی به هیچ فیلم یا عکس پورنو ای دسترسی نداریم (!) به این فکر کن که چند نفر پیدا میشن که اون همه بازیگر سکسی هالیوودی رو ول کنن و بیان با یه بازیگر ایرانی فانتزی کنن؟ بعد به این فکر کن که چند نفر از اونها میان از بین بازیگر های ایرانی گلشیفته فراهانی رو انتخاب کنن. البته واژه “سکسی” برای هرکسی یک معنی ای داره ولی فکر می کنم، کم نباشند آدم هایی که قبول داشته باشن که گلشیفته فراهانی گرچه خوشگل‌ه ولی آنچنان “سکسی” نیست.

یک طرفدار گلشیفته توی کامنت ها گفته:

من نه طرفدارش بودم و نه هیچ وقت فانتزیش رو داشتم ولی وقتی این کار رو کرد-حالا به هر دلیلی- خبرش رو دنبال کردم و به اشتراک گذاشتم. برام خیلی جذاب بود و از این کارش خیلی خوشم اومد. نه به خاطر اینکه لخت شد. به خاطر اینکه تابوشکنی کرد. به خاطر اینکه از این افکار احمقانه و تند ایرانی ها نترسید و نشون داد که بدنش برای خودشه.

به اشتراک بگذارید FacebookTwitteremailFriendFeedRSS

مصطفی دانشور ( MostafaDaneshvar )

امروز روز خاموشی در اینترنت بود .بسیار از سایت‌های مهم مانند گوگل، موزیلا و ویکی‌پدیا برای کاربران خود صفحهٔ سیاهی را نمایش دادند. آنها سعی داشتند اعتراض خود را به قانون سوپا و پیپا به این طریق بیان کنند.این لوایح تاثیر به سزایی در شیوه برخورد شرکت‌های ارائه دهنده خدمات میزبانی با شکایات در مورد نقص کپی رایت و دزد محتوا خواهد داشت.

 

تعدادی از شرکت‌های میزبانی و فروشندگان دامنه مخالفت خود را با این لوایح و مشکلات ناشی از آن بیان کردند. شرکت‌های زیر با نوشتن مطالبی نگرانی خود را درباره این روند بیان کردند:

  • رک‌اسپیس: آنها (لوایح) نیت خوبی دارند اما ضرر بیشتر از منفت به بار خواهند آورد.
  • سافت لیر: حتی با این عناوین گول زننده و با این اهداف مبهم، سافت لیر با شکل کنونی این لوایح مخالف است زیرا آنها شرکت‌های بیگناه و قانون پذیر هاستیگ را با تعهدات نا شناخته‌ای مواجه می کند.
  • نیم‌چیپ: یکی از شرکت‌های ثبت کننده دامنه و فروشنده وب هاست همراه با سایر شرکتها صفحه اول خود را سیاه کرد.
  • شرکت گرین‌هاست‌ای‌تی موضع رسمی خود را درباره تعلیق این لوایح اعلام کرد.
  • گو‌دی‌دی: این شرکت پس از دفاع از این لوایح از طرف مشتریانش نقره داغ شد. سپس در یک چرخش مواضع خود را همگام با مشتریانش تغییر داد. در یک بیانیه آدلمن مدیر عامل شرکت اعلام کرده که گو‌د‌دی از آن حمایت می کند اگر جامعه اینترنتی از آن حمایت کند.

مخالفت‌ها ظاهرا تا حدودی تاثیر خود را گذاشته‌اند چون سه تن از حامیان لایحه حمایت خود را پس گرفته اند. برای کسانی که علاقه‌مند به این موضوع هستند می توانند بیانیه گوگل و دادخواست آنها را مطالعه کنند. از منظر یک حامی لوایح می توان به اعلامیه انجمن عکس آمریکا اشاره کرده که این اعتصاب علیه سوپا/پیپا را یک حیله خطرناک می داند.

صفحه‌های قدیمی‌تر »